
◊ بهترین روز زندگی ام را تجربه کردم، دستان گرم تو. ◊ حال من از تو می گذرم.بنشین و گذرم تماشا کن. ◊ من ازين پس به همه عشق جهان ميخندم به هوس بازی اين بی خبران ميخندم هرکه آرد سخن از عشق به آن ميخندم خنده من از گريه غمگين تر است کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم ◊ آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست ؟ ◊ بعد از اين بر چرخ بازيگر اميدم نيست نيست. ◊ آن نیز گذشت. رفت. ساده تر از اونی که این کلمه رو می خونی. ◊ چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان. ◊ شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندان بان همزمان می سرایند.
◊ آذربايجان قيزی
◊ مترسک
◊ تپش کور
◊ یه صفحه بعد
◊ الهه نا مقدس
◊ دلتنگ
◊ شیطونکا
◊ یاسمن
◊ بهناز
◊ بانوی ماه و آب
◊ اندوه بی تو زیستن
◊ آبشار
◊ دریای بارانی
◊ گندمین
◊ فرشتگان سياه
◊ دختری از جنس بلور
|
اولاندش که سلام.
ديمن؛ تازه جارو زدم؛ کفشاتو در بيار بعد بيا تو، سلام يادت نره!
اينجا نه باغ لواسونه مامانميناست، نه يه
هتل پنج ستاره. البته شايد بعدا جوازش رو بگيريم ولی چيزی که مهمه اينه که
هرکی داد بيداد سياسی کنه محترمانه گمشه بيرون که تازه از اوين اخراجم کردن
اونم چون واسه زندانيا کلاس رقص گذاشته بودم
اينجا بوق زدن ( از نظر سياسی و مذهبی ) ممنوعه؛ داد زدن ممنوعه ( بچه رو تازه خوابوندم )؛ گردش به
راست ممنوعه که تازه از دستشون دررفتيم؛
خروج از جزيره بدون پاسپورت ممنوع؛ خارج کردن مطالب حق گمرک ميخواد.
نصب هرگونه پستر و آگهی پیگرد قانونی دارد.
آخه مرتیکه؟ تو که عرضه نداری نصب یه مشت کاغذ رو مدیریت کنی
گوه می خوری کاندید میشی پفییوز !!!
ساعت: ۲۳:۰۷ | از دسته: نقد اجتماعی | لینک ثابت این نوشته
...
تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
ترا آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من؟
تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
بفکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی، وحشی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که می دانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من؟
تو از کنج شیرکخانه و دکان سیرابی
بجز بد مستی و لاتی و الواطی چه دریابی
در این کولژ که ندهندت بجز لیسانس تون تابی
نخواهی بو علی سینا شد و بونصر فارابی
بگاه ادعا گوئی که دیپلم داری از لندن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من؟
تو خود عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور
کشیدند از دو سو همسایگان در خاک ما لشگر
به نق و نال هم هر روز حال بد کنی بدتر
کنون ترکیه را بین و ناز شست ترکها بنگر
که چون ماندند با آن موقعیت از بلا ایمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من؟
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع می کردی
ولی مارا ندانستی بخود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من؟
...
قسمتی از شعر تهران و تهرانی
سروده ی استاد شهریار
ساعت: ۱۰:۲۷ | از دسته: نقد اجتماعی | لینک ثابت این نوشته
می خوام بنویسم و توهم بخونی.
ولی توکه نمی خونی؛ چه فایده؟
پس واسه یکی دیگه می نویسم.
یکی دیگه ای که ایمان دارم اصلا وجود خارجی نداره!!!
از کجا واست بنویسم؟
از اون روز هایی که خیال می کردم نیمه ی گم شده ی خودم رو پیدا کردم؟
از اون روز هایی که خیال می کردم دیگه تنها نیستم؟
از اون روز هایی که تو خیال خودم کسی رو داشتم که دوستم داشته باشه؟
منم مثل تو خیال می کردم که اون دلیل بودن و نفس کشیدنه برام.
منم مثل تو هر روز صبح، قبل از اینکه چشمام باز بشن اون میومد تو ذهنم.
چشم هامو به روی دنیا بستم که مبادا چشماش از یادم بره.
سه سال همه چیز رو تحمل کردم.
قهر کردن هاش، آشتی کردن هاش، دروغ گفتن هاش، شادی کردن هاش، گریه ها و اخم کردن هاش، خندیدن هاش، ... حتی سه سال ندیدنش رو تحمل کردم!
تو خیال خودم خوش بودم.
تو خیال خودم می گفتم یه روزی هم شب سر میاد و نوبت شادی کردن من میرسه.
تو خیال خودم دست هاش رو می گرفتم و خیابان گردی می کردیم.
حتی تو خیال خودم دستش رو می گرفتم و می رفتم سراغ تک تک دوستام تا بهشون نشون بدم که بالاخره اون همه صبر، پای یه فرشته کوچولو نتیجه داد!
دو سال از رفتنش گذشته و هنوز باور نکردم که رفته.
اما حالا بیدارم و دیگه توی خیال نیستم.
پنج سال باغچه ی تنهاییم رو آب دادم تا گلی شکوفا بشه.
باغچه ی تنهایی، گل دلشکستگی رو بهم هدیه داد !
اون فرشته کوچولو هم رفته و ملکه ی شهر دیو ها شده !
ساعت: ۱۹:۳۹ | از دسته: عاطفی | لینک ثابت این نوشته
After hello Dear;
This site powered and maintained by
Jazire.net Productions
. All Materials found in this Web Site are protected by
Copyright Law and Prohibited from any kind of Physical or Digital reproduction.
Copyright©2005 Jazire Productions. All rights reserved.
کپی برداری از قالب و مطالب این وبلاگ بدون اجازه نامردیه
electronic mail: [
jazire[at]jazire[dot]net ]
world wide web:
[ www.jazire.net ]
برو به
تاريخ:
قد: ميگن کوتاه
وزن: ترازو نداريم
مدل مو: این جوری
بازی محبوب: قايم موشک
خواننده محبوب: سیاوش قمیشی
علايق: کار با کامپوتر
بدم مياد: منتظر تلفن کسی بودن
محل اقامت: خونمون
هرگاه بتوانم بعداز شکست لبخند بزنم آنگاه پیروزم (ناپلئون)
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی . (فردريش نيچه)
ازلباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش . (انيشتن)
من شکست نخوردم ، فقط 10000 راه موفق نشدن را یاد گرفتم . توماس ادیسون
تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده (چارلي چاپلين به دخترش)
انسان واقا دیوانه است. یک کرم هم نمی تواند بسازد اما ده ها خدا می سازد.
آدمها خيلي نميتونن از هم دور بشن بالاخره يه چيزي جا ميمونه که مجبورن برگردن و برش دارن
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه
خشم مثل این است که زهری را بنوشی و امید وار باشی که دشمنت بمیرد (نلسون ماندلا)
بکوش تا زیبایی در نگاه تو باشد نه در آنچه که مینگری ؛ آينده متعلق به کسانی است که زيبايی روياهای خويش را باور دارند
من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد
من به عشق اعتقاد دارم, حتی اگر تنها باشم
من به خدا معتقدم, حتی اگر ساکت باشد
دل احمق در دهانش است و دهن دانا در دلش
خوشبختي يگانه چيزي است که مي توان بي آنکه خود داشت به ديگران هديه کرد
دو چیز است که یک مرد واقعی دوست دارد خطر و بازی ؛ او زن را دوست دارد چونکه خطر ناکترین بازیچه است
هرگز نا اميد مباش زيرا ممکن است آخرين کليد، همه در ها را بگشايد
هرگز عشق را گدايی نکنيد. معمولا چيز با ارزشی به گدا داده نمی شود
حقيقت و گل سرخ هردو خار دارند (مثال اسپانیایی)
هميشه به دنبال آنچه داريد باشيد نه آنچه ديگران دارند زيرا ديگران به دنبال آنچه شما داريد هستند.
از اشتباه کردن نهراسيد ، اما يک اشتباه را دو بار تکرار نکنيد!
رودخانه هاي عميق هميشه آرامند.
هر آنچه هستی بهترينش باش.
فرق است بين آنان که حقيقت را دوست دارند با آنان که حقيقيت را فهميده اند.(کنفوسيس)
کسانيکه در انتظار زمان نشسته اند ، در واقع آنرا از دست داده اند. (ضرب المثل ايتاليايي)
هر جا كه دری بود به شب در بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند...
صداقت تنها امتحاني است که نمي توان در آن تقلب کرد
اگر سخن تو نقره باشد سکوت تو طلاست
زندگي کوتاهتر از آنست که دست کم گرفته شود
هر کس آن چيزي است که در ضمير مي پروراند
موفقيت چيزي نيست که بهائي برايش بپردازيد
اين شکست است که بهائش را خواهيد پرداخت
ما قادر نيستيم مسير باد را تغيير دهيم ولي مي توانيم بادبان را در مسير آن تنظيم کنيم
عشق روح را تواناتر و انسان را زنده دل نگه مي دارد (توماس مان)
جاي کشتي در ساحل بسيار امنتر است ولي براي اين ساخته نشده
اين ما هستيم که به ديگران مي گوييم که با ما چگونه رفتار کنند
عادت کنيد که عادت نکنيد (ناپلئون بناپارت)
برآورده شدن هر آرزو سرآغاز آرزوي ديگريست
هميشه همان گونه اي که فکرميکني
رودخانه هاي عميق هميشه آرامند
انسان نمیافتد مگر از طرفی كه به آن تكيه كرده است
ارزشها در ناگفتهها پنهانند و ارزش ناگفتهها در نگفتن آنها
ممكن است كسی را كه با او خنديدهای فراموش كنی، اما كسی را كه با او گريستهای، هرگز
من میانديشم، پس هستم
بين داشتن و نداشتن، يك خواستن فاصله است